ایجاد وبلاگ جدید تبادل لینک رایگان اخبار جی جی گرافیک دانلود آهنگ جدید خرید یک لینک خرید یک لینک خرید یک لینک خرید یک لینک خرید یک لینک
لیلی و مجنون

احساس نیاز به همدم

جمعه 12 آذر 1395
2:19
مجنون

زمان و میزان احساس نیاز به همدم و همسر در بین افراد، متفاوت و از شدت و ضعف های نامساوی برخورداراست. برخی از افراد در سنین نوجوانی این نیاز را احساس نموده و مبادرت به ازدواج می کنند، برخی دیگر در سنین جوانی و تعدادی نیز پس از سپری کردن دوران جوانی مبادرت به ازدواج می کنند و در سایت همسریابی و همدم یابی همینطور است و سالهاي دانشجويي به يك معنا و براي شماري از جوانان به منزله آغاز يك دوره تنهايي است و تنهايي ممكن است زمينه ساز بعضي از غفلت ها شود. جواناني كه از تنهايي رنج مي برند و عوامل جايگزين نيز وجود­ ندارد تا اين خلاء روحي را پركنند ممكن است به سهولت با يك ديدار و گفتگو يا وعده و وعيدهايي متقاعد شوندكه ازدواج آنها را از تنهايی مي رهاند و مشكلاتشان خاتمه مي يابد.

در این وضعیت حاص و شرایط غیر معمولی در سایت همسریابی ، اگر تصمیم تان را گرفته اید و می خواهید به خواستگارتان جواب رد بدهید، باید بدانید که این جواب دادن ، خودش اصول و قاعده ای دارد که باید رعایت کنید. در غیر این صورت جواب رد شما ممکن است باعث دلخوری یا حتی کینه هایی شود که پاک کردن اثرات آن تا مدت ها زمان می برد. به خصوص اگر پای خواستگاری های فامیلی یا همکاری در میان باشد و همین یکی دو روز نیست.

موضوعات: ,
[ بازديد : 156 ]

این روزها، از تو چه پنهان...

جمعه 12 آذر 1395
12:10
مجنون
به طرز خیلی مضحک و خیلی خیلی خنده داری، این روزها هنگ کرده ام!! مغزم فقط به مسائل همسان گزینی حاشیه ای و کاملا بی اهمیت پاسخ می دهد، ساعت ها و روزها به کارهای خیلی خیلی پیش پا افتاده می گذرد و تهش هم هیچ! هیچ تلاشی برای وارد کردن فشاری نه چندان مضاعف به مغز مربوطه نمی کنم و برعکس همیشه که دست و پا می زدم تا زودتر از هنگی دربیاید، گذاشته ام به حال خودش باشد تا ببینم چه می شود؟... این روزها کارتون زیاد می بینم، انیمیشن های کوتاه جایزه ی اسکار، البته همه شان دلچسب نیست اما بعضی هاشان بدجوری دلت را حالی به در حالی می کنند! یک بنده خدایی گوشم را از پشت گوشی تلفن گرفت و پیچاند و حکم کرد که خودم را به یک روانپزشک یا - دقیقا نفهمیدم - روانشناس معرفی وکنم. گفت ظرف دو روز آینده بروم پیش ِاو، خودش ترتیب این ملاقات را خواهد داد! من که تهِ تمام کتاب های چطوری خوب باشیم را درآورده ام خیلی وقت پیش ها! بروم ببینم همسریابی این خانم یا آقای دکتر چه نسخه ای برایم می پیچد! یادم باشد از کارتون هایی که دیده ام حتما برایش تعریف کنم!



پ.ن: توی این هاگیر واگیر، ویرم گرفته بود یه وبلاگ هنری بزنم! بالاخره زدم!! اسمش رو هم گذاشتم ' کنتراست ' دلم می خواد تا جایی که بتونم درباره ی سایت همسریابی هنر و طراحی و نقاشی به زبون ساده، توی این وبلاگ بنویسم. اینطوری خودم هم ترغیب می شم که بیشتر بخونم و بیشتر بدونم. دوست داشتین بهش سر بزنین.


بعد نوشت: داشتم این آهنگ رو گوش می دادم، ده ها بار تکرارش کردم و گوش دادم و لذت بردم ! دوست داشتم با شما توی لذتش شریک شم! شاید خوشتون اومد:

Yasmin Levy - Me Voy (I am Leaving)


موضوعات: ,
[ بازديد : 164 ]

نامه ای برای بهروز

جمعه 12 آذر 1395
9:08
مجنون

هنوز بعد از این همه سال، کنار دستت روی زمین، جلوی در حیاط ننه خانم نشسته ام. نگاهم به جعبۀ چوبی ای، که هر روز شیشه ی آلبالو خشکه ات را برای فروش رویش می گذاشتی، دوخته شده است.

هنوز بعد از این همه سال، دستهای کوچکت، یکی یکی دانه های آلبالو را از توی شیشه بیرون می آورد و در دهان باز من در می گذارد و صدای خندۀ جفتمان به هوا می رود. تنها پنج سالمان بود، اما حالا همسریابی مطمئن هستم که روزگاری خوشبخت ترین دختر روی زمین بودم!

خوشبخت بودم چون هر زمان مامان میخواست بخاطر شیطنت هایم کتکم بزند، مادرت واسطه می شد و من را پشت خودش قایم می کرد...

خوشبخت بودم که در همان پنج سالگی به آرزویم رسیده بودم! اسب پلاستیکی قرمز رنگ چرخ داری که هیچ وقت از پشتش پایین نمی آمدم هر چند هزار بار مرا به زمین زد و در جوب انداخت...

خوشبخت بودم که هر روز جمعه با بابا توی پارک توپ بازی می کردم و دلمه های ته دیگ شده مامان را همسانگزینی گاز می زدم...

حالا نمی دانم تو کجایی؟ اما گاهی که به یادت می افتم دلم نمی خواهد لاو ایران مثل پدرت معتاد شده باشی، دلم نمی خواهد هنوز هم مستاجر یکی از آن تک اتاق های خانۀ بزرگ و گرد ننه خانم باشی، دلم نمی خواهد هنوز دستفروشی کنی ... 

و جوب ها ... این جوب های لعنتی گل آلود، دلم نمی خواهد سر راه تو باشند؛ چرا که هنوز هم هر روز مرا از روی اسب قرمز پلاستیکی به زمین می زنند اما دیگر مادر نیست که بلندم کند و اشک هایم را پاک کند ...

همسریابی

تو نیستی ... بابا نیست ... و من سایت همسریابی به تنهایی در این اصرارم که و هنوز هم خوشبخت ترین دختر روی زمینم.

موضوعات: ,
[ بازديد : 159 ]

پسرانی که شما را گول خواهند زد!

جمعه 12 آذر 1395
16:14
مجنون
از همان لحظه اول که او را دیدید، دلتان برایش لرزید. درست در چند ثانیه، هزار و یک دلیل برای عاشق شدن پیدا کردید. اما این دلایل نمی‌توانند خوشبختی‌تان را تضمین کنند. عشق در این شرایط، بیشتر به یک جرقه می‌ماند، جرقه‌ای که نباید به آن اعتماد کنید و تمام آینده‌تان را بر پایه آن بسازید.

اگر می‌خواهید با برخی از نادرست‌ترین دلایل ازدواج آشنا شوید، در ادامه این مطلب با ما باشید،دلایلی که واقعا لاویران می‌توانند برای‌تان جالب باشند، اما نباید بگذارید که فریب‌تان بدهند.

وقتی فکر می‌کنید باید تغییر کند

از او مردی می‌سازید که کیلومتر‌ها با مرد امروز فاصله دارد و عاشق تصویری می‌شوید که از او ساخته‌اید. او همانطور که هست، برای شما قابل پذیرش و اتکا نیست و تنها در صورتی می‌تواند مرد رۆیای شما باشد که آنطور که شما می‌خواهید شود. مردی که برای ازدواج کردن با او برنامه‌ریزی می‌کنید، کسی نیست که مقابل شماست، بلکه تنها تصویری است که شاید هرگز محقق نشود. با چنین اشتباهی در دام امید بستن به کسی می‌افتید که قرار است فرد مقابل به آن تبدیل شود. دست کشیدن و دل کندن از این امید، بسیار مشکل است.

به خود می‌گویید که او به اندکی وقت نیاز دارد تا خود و زندگی‌اش را جمع و جور کند و حتی اگر اعتراف کند که هرگز به چنین مردی تبدیل نمی‌شود، دیگر شما توان پذیرش این واقعیت را نخواهید داشت. کافی است! فراموش سامانه همسرگزینی نکنید که آدم‌ها به‌راحتی تغییر نمی‌کنند.

فردی که بیست یا سی و چند سال به این شیوه زندگی کرده، یک‌شبه زیر و رو نمی‌شود. اگر تا امروز بی‌پول بوده، یک روزه میلیاردر نمی‌شود و اگر تا امروز سراغ درس و پیشرفت نرفته، یک‌شبه استاد دانشگاه نمی‌شود، پس خواستگار‌تان را همانطور که هست، ببینید و بپذیرید. اگر او با همین ویژگی‌های آموزش قابل‌پذیرش نیست، پس فکر این ازدواج را از سرتان بیرون کنید.

وقتی به اندازه شما عاشق نیست

عاشقانه دوستش دارید. فکر می‌کنید او مرد رۆیاهایتان است و هیچ‌کس دیگری در دنیا نمی‌تواند تا این حد شما را عاشق خود کند. اما از طرف دیگر، به حس او اطمینان ندارید. بعضی وقت‌ها احساس می‌کنید آنقدر که دوستش دارید، شما را دوست ندارد و بعضی وقت‌ها نگران این واقعیت می‌شوید که مبادا آنطور که حمایتش می‌کنید، شما را حمایت نکند. مطمئنید که او یک مرد ایده‌آل است اما اینکه به اندازه شما برای این زندگی هیجان‌زده نیست را نمی‌توانید بپذیرید.

دست نگه دارید. شما برای تشکیل زندگی، به مرد رۆیاها نیازی ندارید، بلکه تنها به یک مرد عاشق، معمولی و حمایت‌گر نیاز دارید. اگر احساس می‌کنید که او به اندازه شما برای این زندگی اشتیاق ندارد تا زمانی که مطمئن نشده‌اید، دست نگه دارید و هرگز بدون ارضا شدن احساس‌تان، پای سفره عقد ننشینید. یادتان نرود که با ازدواج قرار است تنهایی‌تان را از دست بدهید نه اینکه کنار فردی که به اندازه شما احساسش درگیر نشده، روز‌به‌روز تنها‌تر از قبل شوید.

وقتی که به اندازه او عاشق نیستید

به لاو ایرانقول قدیمی‌ها، دور‌تان می‌گردد، اما شما خیلی راحت از کنار نگرانی‌اش می‌گذرید و وقتی به‌دلیل مشکلی که در ارتباط‌تان پیش آمده بی‌خواب می‌شود، شما تلفن همراهتان را کنار می‌گذارید و راحت می‌خوابید. شما برایش احترام قائلید اما عاشقش نیستید. به نظرتان او بهترین فرصتی است که برای ازدواج دارید و به همین دلیل قبولش می‌کنید، اما این قدرت را دارید که برای فرصت‌های بهتر، از او بگذرید. از اینکه همیشه دنبال شماست و نمی‌گذارد آب توی دلتان تکان بخورد لذت می‌برید، اما مهم‌ترین چیزی که شما را در این رابطه نگه داشته، عشق نیست، بلکه احساس قدرت است.

صبر کنید! شما به میدان جنگ وارد نمی‌شوید، پس همه عشقی که می‌تواند زندگی‌تان را زیرو رو کند را با احساس قدرت معاوضه نکنید. فراموش نکنید رابطه‌ای که از نظر احساسی در تعادل قرار نداشته باشد، هرگز نمی‌تواند به یک زندگی موفق و مشترک ختم شود، پس با برقراری یک رابطه دوطرفه، خوشبختی‌تان را تضمین کنید.

اگر می‌بینید که او یک مرد آسیب دیده یا شکننده است، در دادن جواب مثبت تردید کنید. می‌توانید با دلسوزی‌تان او را شاد کنید اما در جریان زندگی، شما به حمایتی نیاز دارید که یک مرد ضعیف از عهده آن برنمی‌آید، پس بدون تحقیر او یا رنجاندنش و تنها با زبان منطق، او را به تصمیم‌تان راضی کنید

وقتی می‌خواهید فرشته نجات او باشید

دلتان برای کسی نسوزد! زندگی مشترک عهدی نیست که بتواند روی یک دلسوزی بسته شود و دوام پیدا کند. شاید فکر کنید همه زندگی او هستید و نمی‌توانید دلش را بشکنید و شاید فکر کنید اگر به او نه بگویید، خانواده‌تان آسیب می‌بیند، اما باور کنید که تمام این حس‌ها، موقتی خواهند بود. زندگی آنقدر پستی و بلندی دارد که این دلسوزی‌ها، تنها مدت کوتاهی می‌توانند مقاومت شما را حفظ کنند.

اگر می‌بینید که او یک مرد آسیب دیده یا شکننده است، در دادن جواب مثبت تردید کنید. می‌توانید با دلسوزی‌تان او را شاد کنید اما در جریان زندگی، شما به حمایتی نیاز دارید که یک مرد ضعیف از عهده آن برنمی‌آید، پس بدون تحقیر او یا رنجاندنش و تنها با زبان منطق، او را به تصمیم‌تان راضی کنید.

وقتی شما خیلی بزرگ‌تر هستید

گاهی تحمل خامی‌ها، بی‌تجربگی‌ها و ناتوانی همسرتان در گرفتن تصمیم‌های اساسی زندگی را ندارید و گاهی تفاوت‌های‌تان در انتخاب دوست، لباس و حتی تفریحات حوصله‌تان را سر می‌برد. او با مسائلی دست به گریبان خواهد بود که شما چند سالی است پشت‌سر گذاشته‌اید و دغدغه‌هایی دارد که امروز به چشم شما پوچ و بچگانه جلوه می‌کند، گاهی هم به‌جای خسته شدن از رفتارهای اول، سعی می‌کنید برایش مادری کنید تا بتواند با تکیه بر شما، بی‌تجربگی‌هایش را جبران کند، اما بعد از مدتی می‌فهمید که این کار غیرممکن است زیرا هم شما از این مادری مداوم خسته می‌شوید و بعد از مدتی احساس بی‌پشتوانگی می‌کنید و هم او با دیدن مادری شما دچار خشمی می‌شود که می‌تواند زندگی‌تان را از هم بپاشد.

اگر در پاسخ دادن به چنین خواستگاری مردد هستید، یادتان نرود که سال‌ها خیلی زود می‌گذرند و هرقدر هم که شما در حفظ جوانی و توانایی‌هایتان تلاش کنید، باز هم نمی‌توانید تعادل این زندگی را حفظ کنید و به نیازهای چنین مردی پاسخ دهید.

وقتی از او خیلی جوان‌تر هستید

اغلب روانشناسان می‌گویند فاصله سنی بین 2 تا 7 سال، می‌تواند یک اختلاف سنی متعادل باشد و برخی‌هم می‌گویند بسته به توانایی‌های افراد و شرایط‌شان این موضوع متفاوت است، اما به طور کلی متخصصان می‌گویند در مقابل یک همسر بزرگ‌تر، شما احساس ناتوانی خواهید کرد و به جای همسر، به او به چشم یک الگو و آموزگار نگاه خواهید کرد.میگنا دات آی آر.شما در مقابل همسری که اختلاف سنی زیادی با شما داشته باشد، احساس ضعف و حقارت کرده و به‌دلیل اعلام نظر و عقاید‌تان احساس شرمندگی می‌کنید، حتی اگر همسر شما، عاشقانه دوست‌تان داشته باشد و چنین تصوری نسبت به شما نداشته باشد، رفتارهای شما بعد از مدتی روی او تاثیر خواهد گذاشت و باعث خواهد شد که او خود را برتر و توانمند‌تر از شما ببیند و دیگر به حرف‌ها و نظر‌هایتان اطمینان نکند.

اما این موضوعات، تنها آسیب‌هایی نیستند که با چنین اختلاف سنی‌ای به زندگی شما می‌رسد. در مقابل یک همسر بزرگ‌تر، ممکن است همیشه نقش «کودک» را بازی کنید و هیچ‌وقت به خود باور نداشته باشید یا اینکه به‌دلیل پنهان کردن این اختلاف، بخواهید خود را مسن‌تر از آنچه هستید نشان دهید تا به پای او برسید، پس حتی اگر او یک مرد همه چیز تمام است، قبل از دادن جواب مثبت این مشکلات را جدی بگیرید و فریفته کامل بودن و توانایی‌هایش نشوید. زندگی فقط همین امروز نیست.

منبع: میگنا

موضوعات: ,
[ بازديد : 184 ]

آخرین مطالب ارسالی

قبلی 1 بعدی
ايستاده ايم منتظر شما

فيس بوک
توييتر
اينستاگرام
تلگرام
طراحي و توسعه: هایپر گراف | ترجمه و نشر: داریوش فرهنگ © تمامي حقوق مطالب براي اين سايت محفوظ است و هرگونه کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع مي باشد.